عید
سلام ماه گل من مامانی تو تمام زندگی منی کوچولوی من ،من خیلی وقت نتونستم بیام کار داشتم مامان جونی ،عید که تمام شد بچه ها همه رفتن خونه هاشون باز ما تنها شدیم خاله زهرا از مشهد امده بود اینجا ما نتونستیم زیاد باهاشون باشیم اخه عمه اینا اینجا بودن عید خوبی بود دخترم خیلی بازی کرد ناز ناز من بالاخره تونستیم بریم چابهار و شما برای اولین بار اقیانوس دیدی با اینکه میترسیدم ولی بردمت تو اب یکم بازی کردی از تو بغل من پایین نیومدی ولی با اب حال کردی ها ای جونم میدونی گلم هم خوب بود هم بد ،عزیزم دلم میخواست بیشتر تو دریا باشیم دلم میخواست تورو بیشتر بگردونم ولی نشد ولی تو بازارا خوب دوییدی با همه بازی میکردی دنبال بچه ها میدوییدی ص...
نویسنده :
مامان سومی
17:25




